خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دستهٔ ‘ره یافتگان’

در رو که باز کردم اقای موسوی از پشت میز بلند شد و با خنده و اغوش باز، سمت من اومد اقای موسوی قرار بود کتابمو بخونه و اگه خوشش اومد چاپش کنه از استقبال گرم و خنده رو لبش فهمیدم از کتابم خوشش اومده خدا رو تو دلم شکر کردم و با هم نشستیم [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.